السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
242
سيره معصومان ( فارسي )
آيهء ولايت خداوند متعال در سورهء مائده آيهء 55 فرموده است : « إِنَّما وَلِيُّكُم اللَّه وَ رَسُولُه وَ الَّذِين آمَنُوا الَّذِين يُقِيمُون الصَّلاةَ وَ يُؤْتُون الزَّكاةَ وَ هُم راكِعُون . » « 264 » زكات به معنى صدقه است و عبارت « هم راكعون » جملهء حاليه است و منصوب و نبايد آن را عطف بر يقيمون الصلاة و يؤتون الزكات گرفت و از آن چنين نتيجه گرفت كه نماز مىخوانند و زكات مىدهند و ركوع مىكنند . زيرا اوّلا : اين امر مستلزم تكرار است چون ركوع در ضمن نماز آمده ثانيا : چنين برداشتى با نصوص و اقوال علما مخالفت دارد . مؤلف مجمع البيان به سند خود روايت كرده است كه ابو ذر گفت : روزى با پيامبر ( ص ) نماز ظهر مىگزاردم . گدايى در مسجد به خواهشگرى پرداخت اما كسى به دو چيزى نداد . آن گدا هم دست به سوى آسمان برداشت و گفت : خدايا شاهد باش كه من در مسجد رسول خدا ( ص ) خواهش كردم اما كسى چيزى نداد . على ( ع ) در حال ركوع بود كه با انگشت كوچك دست راست خويش كه در آن انگشترى مىكرد به آن گدا اشارت فرمود . گدا جلو آمد و انگشترى را از انگشت آن حضرت بيرون آورد . اين حادثه در برابر ديدگان رسول خدا ( ص ) اتفاق افتاد . چون پيامبر ( ص ) از نماز فارغ شد ، سر به سوى آسمان بلند كرد و گفت : پروردگارا ! برادرم موسى تو را خواهش كرد و گفت : رب اشرح لى صدرى . . . و اجعل لى وزيرا من اهل هارون اخى اشدد به ازرى ، پس تو قرآنى ناطق بر او فرو فرستادى كه بازوى تو را با برادرت نيرومند خواهيم كرد . خدايا و اينك من محمدم پيامبرت و برگزيدهات پس سينهء مرا نيز گشاده فرما و كارم را آسان گردان و وزيرى از خاندان خويش برايم قرار ده ، على را قرار بده و به دو پشتم را محكم فرما . ابو ذر گفت : به خدا هنوز پيامبر ( ص ) سخنش را تمام نكرده بود كه جبرئيل بر او فرود آمد و گفت : محمد ! بخوان « إِنَّما وَلِيُّكُم اللَّه وَ رَسُولُه وَ الَّذِين آمَنُوا . . . » همچنين طبرسى گويد : اين خبر را ابو اسحاق ثعلبى در تفسير خود عينا با همين اسناد روايت كرده است . و بازگويد : ابو بكر رازى در كتاب احكام القرآن بنا بر آن چه مغربى و رمانى و طبرى از او نقل كردهاند گفته است : اين آيه دربارهء على نازل شد در زمانى كه او در حال ركوع بود و انگشترى خويش را به صدقه داد و اين قول مجاهد و السدى و روايتى است كه از ابو جعفر ( امام باقر ( ع ) ) و ابو عبد اللّه ( امام صادق ( ع ) ) و تمام علماى اهل بيت ( ع ) نقل شده است . سپس پيغمبر ( ص ) به سوى مسجد بيرون آمد و مردم را ديد كه يا در حال قياماند و يا در حال ركوع . چشمش به گدايى افتاد ، پرسيد : آيا كسى به تو چيزى داد ؟ گفت : آرى ، انگشترى از نقره كه اين كسى كه در حال قيام است به من ارزانى داشت و در آن هنگام ( كه اين انگشترى را به من داد )
--> ( 264 ) همانا راهبر شما خدا و پيامبرش و مؤمنانى هستند كه نماز را بر پاى مىدارند و زكات مىدهند در حالى كه ركوع مىكنند .